گل مریم بفدات


فدای خشکلیات راه رفتنت اون شاخه هات
فدای گیسوی بلندت لعل لبت
تموم رنگ لباست تن سبزت با ی احساس پر خوبی
فدای احساس قشنگت
فدای حس ناب بی نیازیت
فدای بوی خوش عطر نگاهت
فدای تک تک حرفات
فدای بله گفتنت
فدای برگای ناز رنگو وارنگو
فدای پرچم زرد حوشکلت
فدای اون ستاره ها تو بغلت
فدای بغل بغل عطر یاس مریمت
فدای هرچی کرمت
فدای نرمی احساس قشنگت
فدای محبت و عشق وصفات
فدایی داری فدایی
فدای روی زیبای ماه قشنگت
فدای هرچی خوبیت هرچی احساسه مال تو
هرچی عشقه مال تو
هر چی خواستی مال تو
هرچی داشته و نداشته مال تو
هرچی هر چی هرچی خواستی مال تو
جون من جون عالم یا جونت
جون همه بجون خوبیت فدای تو

گل مریم در سرزمین مقدس

دور وقتیست جانا در انتظار غرش ابر بودم
نگاهم دائما در آسمان بود 
خورشید برچشمم تیر خود رافرو می برد 
گفت ساکت خاموش وکور باش 
 درب  قلبم را با گلی گل گرفتم
قلب من راه  ورود و اخراج هیچ اصلا نداشت 
گاهی اما گرمای نگاهی قلب مرا با حرارت داغ می‌کرد 
گاهی اممید اما به سراب نور خورشید گرفتار می‌گشت 
گرفتار ن امیدوار می‌گشت
گاهی امید گرفتار می‌گشت
می مردم اما از دور به خورشید دیوانه وار گرفتار می بودم
امید راه را هموار می‌کرد
گاهی به زنبق نگاهی گاهی امیدوار می‌کرد
گل مریم  از دور نمایان بود اما 
بوی مریم بوی نسترن دیوانه وار می‌کرد 
روی روز ها انگار دل به دلدار نزدیکتر می‌کرد 
روز اول دیوار دلبستگی ها دور میکرد
روز دوم سبک چهره حکایت های آشنا می‌کرد
در دوری لحظه انگار آشنا هی مرا صدا می‌کرد
انگار از زبان جان بجانم قلب آشفته بیدار می‌کرد
انگار مریم بوی عطرش آنچنان مست و هشیار می‌کرد
انگار ماری های نزدیک از دور مرا صدامیکرد
هی میرفت و می آمد ولی از من نفس ها را جدا می‌کرد
جان من دانه دانه در کنار قاب حالش در کنارش گرفتارمیکرد
ناگهان دور ناگهان نزدیک بود
ناگهان موج ناگهان طوفان بود
اما همیشه سبز آبی قرمز و در آسمان دریا مرا با قلبش صدا می‌کرد
مریم انگار ابری بود بالای من
مریم انگار آسمان بود در دریای من
دریای خشکیده قلبم انگار گرفتار طوفان بود.
ناخدای کشتی جان بود
خدای ابر طوفان بود
گریه ها از قلبم در دلش پنهان بود
تیر خورشید از نگاهم دور بود
دستش بالاتر از دست خورشید بود
ناگه از دور نزديک شد
ابر طوفان دور خورشید ناقوس زد
غرش رعدی چنان بر پيکر خورشید کرد
عکس خورشید ازآسمان نابود شد
القصه باران بر چهره قلبم باریدن گرفت
فصل پاییز برگ قدیمی ریزش گرفت 
قلب من سنگین تر از کوه آهن شده
مریم باریدن گرفت
از جان قلبم جان گرفت جان گل های سرخ و زرد آبی باریدن گرفت 
غنچه های عشق در قلبم روئیدن گرفت
عشق از نام مریم جان گرفت
عشق از روح مریم رو گرفت
عشق از جسم مریم الگو گرفت
عشق در قلبم روئیدن گرفت
عشق ازشوق مریم آبی گرفت
جان و جان و جان گرفت
اینک روی آسمان بالا گرفت
شعله و مشعل شده
دانم عشقش سوز خورشید سوزد
سوی خورشید های و های دعوا گرفت

گل مریم گل عشق است 

گل مریم بوی زنبق بوی سبزاست

گل مریم گل هر باغ قرمز 

گل بیدار در مزرع سبزاست

گل مریم گلستان نه بوستان 

گل مریم بوستان هر گل عاشق

گل مریم بلبلان را سوخته

بلبلی در دامن مریم جان داده اما

بلبلان مست خوابیده 

نقش بلبل در دامن مریم 

نقش عشاق نقش شهد قرمز گل های وحشی

نقش شاه بیت گل های قرمز

نقش شاه پریان دشت پر از گل

نقش شاهزاده گل های وحشی

نقش تک درختی بر شهر گل ها

نقش حاکم بی چون و چرای گلستان

نقش عنبر نقش عطر 

نقش میانجی نقش ناجی

نقش شاه بازیگر میان انبوه گل های گلستان

نقش شیرین نقش ترش

نقش شاه مزه میان شیرینی و ترشی 

نقش بهترین مزه میان میوه در گلستان

نقش انار نقش سیب

نقش هندوانه یا خیار

نقش زیتون و عناب

نقش انگور به نقش ناب

نقش شهد شیرین شراب

نقش جان به مستی نقش ناب

نقش یک دانه میان یاقوت های ناب

نقش بهشت نقش تکدانه میان تسبیح انار

نقش صبح و شب نقش شیرین شراب
گل مریم بفدات