حب
سفره حب تو را در دل من پهن و چه زیباست تا ابد
رزق این سفره مستدام و ملک هستی من تا ابد
حق الیقین این دل است بهره ز محبوب من و لب هاش با رضا
رزق لبخند و دلخند رضا است در دامن او بهر من تا به ابد
مست دامن و کهکشان مست اوست این دل من
جاذبه عمیق اوست از دایره سفره و رزق رضوان تا ابد
سر مست مرکز ثقل کهکشان اوست این دل من
هرگه دو کهکشان سوی هم است از ازل تا به ابد
اراده حضرت اوست جاذبه و دافعه اش
موقع نزدیکی دو اتفاق جاذبه از ملک اوست تا به ابد
نقطه و هر نشانی ای از دامن سیاه چاله دامن بی انتها
نادانی و بهت مبهوت ماست اکنون حل شده این معما تا ابد
وه که چه زیباست نقطه ثقل پرگار اگر سوی مرا نشانه
دانم این تیر ز تقدیر سپید و دایره حب خوش مزه اوست تا ابد
حب او سوی بهشت و نور مستی است بهر من
دور است از این عشق دامن هر اهرمنی تا به ابد