دل
کویر دل
دل شب از دل من آگاه است تن من هم گرم است
گم شده در شهر کویرم اینجاست دل شب آرام است
کهکشان مردم شهر زیباست منظومه زیباست
دل من کویری گرم است خشک ولی زیباست
در دل من دامی هرگز نیست، گه طوفان است
دل شب با دل من ساز است چه رنگین است
رنگ دامن او پر از رنگ قناعت، زرد است
در کویر هوا بی وزن است اینجا پرواز آزاد است
سقف خانه ما آسمان است بزرگ است
آسمان با دل من مدتی است هم رنگ است
دل دریا ابر، دل من پر نور است، شب اینجا تاریک است
ماه نگاهش به کویر با راز است جاده اش اما باریک است
آسمان با کویر یک رنگ است هم راز است
چشم در چشم تا آسمان پر نور است این راز است
گم شده در دل من شب پیداست نور در راه است
افتخارم چشم مهمان دلم است آسمان پر راه است
طوفان به دریا یا که صحرا طوفان است جریان این است
از دل خاک یا دل آب، شر آسمان است تکان ازجان است
دربا با دل من ساز نشد کویر با دل من، همراه است
زندگی با دریا ظاهرا زیباست ولی دل زندان است
زندگی با کویر آبی نیست ولی بام آزاد است
زندگی با قایق آرام است ولی موج زود است
اینجا بام دل آزاد است دل اما رو بر آسمان است
دل دریا با شرم و حیاست هوا بس سنگین است
دل دریا کویری سرد است آسمان نگاهش سرد است
با گرمای بیابان، دریا به چکاراست موج بیابانگرد است