دوستت دارم عزیزجان
دوستت دارم،
نه از روی طلب،
از روی بودنِ صادقِ دل.
مثل دعایی که آهسته هر روز تکرار میشود،
بیآنکه کسی بشنودش،
اما جهان را نرمتر میکند.
میانِ من و تو،
خطیست از نور و حرمت،
نه دیوارِ فاصله.
من از این سوی مرز،
با دلی گرم و آرام مینگرم،
تا هرچه خوشیست،
به سوی تو ببارد.
کسی در من هست
که وقتی تو یاد میآیی،
بیصدا لبخند میزند.
نه میخواهد، نه میگیرد،
فقط میفهمد. و همین فهمِ آرام،
تمامِ عشقِ من است.
هرگاه دلت لرزید،
بدان شاید دلِ من بود که برایت دعا کرد.
نه به امیدِ برگشت،
به شکرِ بودنت در جهان،
که جهان با تو نرمتر است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۴ ساعت 11:59 توسط مهدی بیات منش
|